السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

767

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مىباشد و كسى كه كمترين وجه محبّت اهل البيت عليهم السلام را داشته باشد ، به آن راضى نمىشود . و متن گفته‌ى ابومحمّد احمدبن‌على عاصمى در « زين‌الفتى » است كه غرض از اين تأويل « بدگويى درباره مرتضى و پايين‌آوردن رتبه‌ى او » مىباشد كه پيشتر گفته‌اش آمد . اين بر خلاف چيزى است كه مردم فهميدند دوم اين‌كه : اين تأويل تخطئه فهم تمام مردم از اين حديث شريف است ، همان‌گونه كه علّامه محمّدبن اسماعيل بن‌صلاح امير به آن تصريح كرده است كه خواهد آمد . اين تأويل را حديث‌هايى كه در منقبت‌هاى امام مىآوردند ، باطل مىكند و سوم اين كه : اين تأويل ، به معناى سفيه و نادان شمردن گروه‌هاى بسيارى از بزرگانِ دانشمندان و پيشوايانِ حديث است ؛ آنان كه حديث « أنا مدينةالعلم و علىّ بابها » را ضمن منقبت‌ها و فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام آورده‌اند . آيا عاقلى از اهل سنّت به نادان و گمراه‌شمردن اين بزرگان و ماهران در حديث ، راضى مىشود ؟ ساختن آن زياده در حديث دليلى بر باطل‌بودن تأويل آن است و چهارم اين كه : اگر مراد از لفظ « على » در حديث « مرتفع » باشد ، نه آقاى ما اميرالمؤمنين عليه السلام ، پس چرا آن نيرنگ‌ها و تكلّف‌ها در ردّ اين حديث به كار برده شد ؟ و چرا بعضى افزوده‌اى بر آن ساختند كه آن شيخ‌ها ديوارها و ركن‌هاى آن شهر گردند ؟ اين حديث از فضيلت‌هاى امام عليه السلام است و از اين رو نام شيخ‌هاى سه‌گانه را به آن تزريق كردند تا فضيلت ويژه‌اى براى او نباشد ، پس آنان را ديوارها و ركن‌ها قرار دادند همان‌گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را دَر قرار داد . و از شگفتىها جمع كردن ميان اين دو مطلب توسط اعور است ، آن‌جا كه در وجه دوم به اين افزوده‌ى ساختگى ادّعا شده احتجاج كرده ، و در وجه سوم به اين تأويل باطل در آويخته است .